غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

185

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مصالح شيلان بوقت حاجت ترتيب نمىيافت و انداچيان در اكثر احيان اسباب آش مطرح و صحبت را بمرابحه قرض مينمودند و شراب را كه صد من ده دينار قيمت نهاده بودند و بپنج دينار ميسر ميشد گاه بود كه خروارى ببيست دينار روز يا ده ميخريدند لاجرم هروقت كه ايلچى چيزى از وجوه آش بوصول ميرسانيد صرف مرابحه قرض‌انداچيان ميشد و بدين واسطه بهنگام افراغ محاسبات ميان تبكچيان انداچى و ديوانيان منازعت افتادى و امرا به رسيدن يرغوى ايشان مدتها اوقات گذرانيدندى و آن مهم فيصل نيافتى و احيانا چنان واقع شدى كه انداچيان از قصاب گوسفند و از شراب فروش شراب قرض كردندى و بها بديشان نرسانيدى و آن جماعت پيوسته بسر ديوان آمده دادخواهى نمودندى و هيچكس بغور نرسيدى و چون فساد اين معانى بر خاطر انور غازانى روشن شد فرمان فرمود كه اخراجات شيلان ضرورى را برآورد كنند كه در مدت شش ماه آن چه مبلغ ميتواند بود و در هرشش ماه آن مبلغ را نقدا از خزانه تسليم انداچيان نمايند كه آنچه محتاج اليه باشد بخرند و بر دفتر ثبت نمايند كه در فلان تاريخ جهت مصالح آش و صحبت اين مقدار اجناس و گوسفند به اين تسعير خريده شد تا هيچ آفريدهء نتواند كه به علت تفاوت تسعير چيزى از ميان برد و بسبب نفاذ اين حكم اسباب شيلان و مصالح طوىها و جشن‌ها ايلخانى باحسن وجهى مهيا و آماده شد و از آنچه در اوقات گذشته جهة اين اخراجات در ولايات مجرى ميداشتند در مدت دو سال آنقدر فاضل آمد كه پانصد سر شتر و پانصد سر استر از آن وجه خريدند و بساربانان و آخور سالاران سپردند تا جهة حمل حويخجانه و سبوچخانه محافظت نمايند و چون غازان خان از ضبط و نسق شيلان خاطر فارق ساخت بتعيين وجوه آش و ما يحتاج خواتين پرداخت و مقرر فرمود كه جهت شيلان هريك از حرمها از اينجو ولايات موضعى معين گردانيده آن را از سركار ديوان مستثنى كند و به تصرف ديوانيان ايشان گذارند و وزاء عظام ضروريات شيلان و ما يحتاج ملبوس و و مركوب و جامكى دختران و فراشان و مطبخيان و ساربانان و ساير خدم و حشم هريك از خواتين بلقيس آئين را مفضل نمايند كه در سالى چه مبلغ و مقدار مىشود و آن را از موضع مذكوره تنخواه نموده اگر چيزى فاضل آيد جهت ايشان مخزون سازند تا بهنگام حدوث اخراجات ضروريه صرف نمايند و فرمود كه هرموضع از اينجو كه در وجه اخراجات خواتين تعيين كنند ملك آن خاتون بوده بعد از وفاتش بر اولاد ذكور وى وقف باشد و ديگرى در آن تصرف ننمايد بقاء على هذا در سركار بيوتات خواتين نيز نظام تمام پيدا شده ضروريات ايشان صفت سرانجام پذيرفت و هرسال مبلغى كلى در خزانه هريك مخزون گشته و امور جمهور خدام اردوها سمت انتظام گرفت . حكايت نوزدهم در بيان ضابطه سركار خزانه غازانى و كيفيت بخشش و سخاوت آن مزين سرير سلطنت و جهانبانى در جامع رشيدى مسطور است كه در زمان استيلاء سلاطين مغول مهمات خزانه بغايت نامضبوط بود و هريك از امرا و مقربان بوقت حاجت نقد و جنس خزاين را تصرف مى